سايت شخصي بهادر......
   «  آرشيو   صفحه اصلي وب لاگ »

1

موضوع : چهار محال و بختياريتاريخ : 21 January 2006   شماره : 8

  چهار محال و بختياري

استان چهارمحال و بختياري باوسعتي برابر16507 کيلومترمربع ازجمله مناطق کوهستاني جنوب ايران محسوب مي شود . شکل اصلي طبيعت آن برمبناي ارتفاعات مياني رشته کوه زاگرس استوار گرديده است.
شاخص ترين اين کوهها رشته زردکوه بختياري است و بلند ترين قله آن کلونچين با4536 متر ارتفاع از سطح آبهاي آزاد مي باشد .يخچالهاي طبيعي اين رشته کوه که معروفترين رودخانه هاي دائمي جنوب غربي ومرکزي ايران يعني کارون ، زاينده رود و دز از آنها سرچشمه ميگيرند از جاذبه هاي آن ميباشند
وجود جنگلهاي بلوط ،زالزالک وبرخي ديگر ازگياهان پهن برگ و همچنين سرشاخه هاي کوچک و بزرگ سه رودخانه مذکور در سطح منطقه اين موقعيت رافراهم آورده تا در مناطق کوهپايه و دشتهاي بزرگ و کوچک چهارمحال و بختياري آبگيرهاي مختلفي به صورت درياچه و تالاب فراهم آيد که زيستگاه انواع پوشش گياهي- جانوري باشد و زمينه را براي رشد ونمو نمونه هاي مختلف فراهم آورد . برهمين اساس علاوه برجاذبه هاي کلي طبيعي ، اين منطقه در حال حاضر داراي پنجاه وهشت نقطه شناخته شده طبيعي مستعد گردشگري است و از آن جمله ميتوان به برخي از اين جاذبه ها به تفکيک شهرستانها اشاره کرد :

الف ): شهرستان شهرکرد :
1- منطقه حفاظت شده تنگ صياد (فرخشهر )
2- منطقه شکار ممنوع شيدا (سورشجان )
3- چشمه مايک (سورشجان )
4- چشمه زنه (هفشجان )
5- چشمه زاغي (سورک )
6- گردشگري بابازکي (فرخشهر )
7- درياچه شلمزار (شلمزار )
8- گرداب بن (بن )
9- محدوده پل زمانخان (سامان )


ب ) شهرستان بروجن :

1- چشمه سياسرد (بروجن )
2- تالاب چغاخور (بلداجي )
3- باغ آوردگان ( آورگان )
4- تالاب گندمان (گندمان )
5- گردشگاه گرد بشه (گردبيشه )
      


ج ) شهرستان لردگان :
1- آبشار آتشگاه ( دويست کيلومتري شهرکرد )
2- بوستان جنگلي پروز (دويست کيلومتري شهرکرد )
3- چشمه سندگان ( سندگان )
4- چشمه برم (لردگان )


د) شهرستان اردل :
1- چشمه مولا( صدوبيست کيلومتري شهرکرد )
2- چشمه سراب (رستم آباد - صدوبيست کيلومتري شهرکرد)
3- چشمه سرخون (سرخون - صدوبيست کيلومتري شهرکرد)
4- چشمه شليل (شليل –صدو هشتاد کيلومتري شهرکرد )
5- آبشار دره عشق (دورک –صدو سي کيلومتري شهرکرد )
6- آبشار کردي سبز کوه (دويست کيلومتري شهرکرد )
7- تالاب سولقان (هفتاد کيلومتري شهرکرد )
8- منطقه حفاظت شده سبز کوه (صد کيلومتري شهرکرد )


ذ) شهرستان چهارمحال و بختياريان :
1- چشمه پير غار (چهارمحال و بختياريان )
2- غار سراب (بابا حيدر )


و) شهرستان کوهرنگ :
1- چشمه ديمه
2- چشمه پرک (هفتاد و پنج کيلومتري شهرکرد )
3- چشمه سرداب (غلام آباد )
4- چشمه مرواريد (بيرگان )
5- چشمه آب معدني کوهرنگ (چلگرد )
6- غار چما (شيخ عليخان )
7- دشت لاله هاي واژگون (ديمه )


گوناگوني جلوه هاي طبيعت منطقه شکلهاي مختلف زندگي انساني را در اين ديار رقم زده است که مستقيماَ موجبات رشد شيوه هاي مختلف توليد اقتصادي در نواحي بختياري و چهارمحال در انواع کوچ نشيني با بردهاي(کوههاي) بلند و کوتاه و يک جانشيني به صورتهاي روستايي و شهري را فراهم آورده است .
از ادوار و اعصار گذشته تاريخي – فرهنگي مردم اين ديار آثار جالب توجهي برجامانده که هر چند به مرور ايام بسياري از آنها راه زوال را در اثر هجوم عوامل طبيعي - گذشت زمان و بي التفاتي واختلاف قدماي اين محال پيموده اند با اين همه امروزه در قالب چهل و يک اثر شناخته شده تاريخي – فرهنگي قابل ديدار مي باشد که در زير به برخي از آنها اشاره مي شود .


شهرکرد :
مسجد جامع – مسجد نو – مسجد اتابکان – مسجد جامع چالشتر – مسجد جامع کيان – اتاق آينه – سقاخانه باب ميرزا – قلعه آزاده چالشتر – عصار خانه صالحي فرخشهر – کاخ قلعه شمس آباد – کاخ قلعه مشروطيت دزک - – کاخ قلعه سردار جنگل سورک – امام زادگان حليمه و حکيمه خاتون – امامزاده سيد بها الدين محمد شيخ شبان – امام زاده سيد بابا پير احمد سامان – پل زمانخان


بروجن :
مسجد حاج شيخ علي (مدني ) –مسجد جامع نقنه – امامزاده حمزه علي بلداجي – امامزاده مادر و دختر گندمان – امامزاده قيس


لردگان :
پل کره بس (محور بروجن – لردگان ) پل بارز – پل ارمند – امامزاده شهسوار


اردل :
امامزاده حکيمه خاتون سرپير – امامزاده اسماعيل شليل – امامزاده مريک – ايل راه سنگفرش دزپارت (تنگ درکش ورکش ) – کاروانسراي شليل
چهارمحال و بختياريان :
کاخ قلعه سردار اسعد دوم بختياري جونقان – امامزاده حيدرابن مالک باباحيدر – طاقهاي سنگي خان اوي جونقان – سنگ نوشته هاي مشروطيت ده چشمه


کوهرنگ :
مجموعه برد گوريها (برد عروس – برد سيلا- گوردهمه – استودان - )بهمن آباد و دوآب صمصامي


ويزگيهاي سياسي – اجتماعي :
استان چهارمحال وبختياري تا سال 1352 تحت عنوان فرمانداري کل به نام يکي از شهرستانهاي پيوسته به استان دهم (اصفهان ) شمرده مي شد واز اين هنگام به بعد به عنوان يک استان مستقل فعاليت خود راشروع و هم اکنون با دارا بودن عناصر ذيل در نقشه جغرافيايي کشور جمهوري اسلامي ايران موجوديت خود را در همسايگي استان هايي چون اصفهان از شمال و شرق - خوزستان از مغرب – کهگيلويه و بوير احمد از جنوب و لرستان از شمال غربي ابراز مي نمايد:
شش شهرستان - بيست و شش شهر- شانزده بخش - سي و شش دهستان - پانصد و نه روستا- نهصد و بيست و نه نقطه جغرافيايي و جمعيتي بالغ بر 770000 نفر .


ديدنيهاي استان

زاينده رود

تمامي مسير زاينده رود از قراقوش در انتهاي مرز شمالي تا چلوان در نزديکي سامان از جاذبه هاي اصلي و کانون هاي عمده تفرجگاهي استان به شمار مي آيد. اين ناحيه با روستاهاي زيباي قراقوش کرم گوگان مارکده قوچان , صادق آباد , قار تطوع , پونه وارهوره دشتي , چم کاکا , چم جنگل چم چنگ , هرساله هزاران خانوار بومي و غير , بومي را به سوي خود جلب مي کند.



لردگان
حواشي رودخانه لردگان که محل مزارع و شاليزارها است چشم اندازهاي بسيار جالب توجهي دارد و از اين نقطه نظر به ويژه در فصول پاييز و زمستان بسيار زيبا و ديدني است.



قلعه دزک
اين بنا در جنوب شرقي روستاي دزک قرار دارد و در دو طبقه و به صورت باشکوهي ساخته شده است. طبقه اول داراي يک هشتي ورودي در وسط است که از طرفين به محوطه بزرگ قلعه منتهي مي شود. در طرفين هشتي چهار ايوان قرار دارد که دو ايوان رو به شمال و دو ايوان ديگر رو به جنوب قرار گرفته است و شامل چند اتاق و انبار است



پل زمان خان

اين پل يکي از بناهاي با ارزش و قديمي استان است که در 29 کيلومتري شمال شهر کرد قرار دارد. در ادوار گذشته ايلات و عشاير بختياري از روي آن آمد و شد مي کردند. پل به دست يکي از روساي عشاير به نام زمان خان به صورت دو دهنه هشت متري احداث شده است.



پير غار
سنگ نوشته هاي مشروطيت پيرغار از تفريحگاه هاي منطقه چهارمحال است که در بخش ميزدج قرار دارد. در اين محل چشمه هاي آب از داخل سنگ ها در جريان است.

صنايع دستي و سوغاتي ها

زمينه هاي بافت چوخا , خور و خورجين قالي و قاليچه , سياه چادر , گليم , دستکش و کلاه پشمي و ... است.

بازارهاي داخلي و خارجي به فروش مي رسد. مهمترين صنايع دستي عشاير چهارمحال و بختياري عبارتند از :
خورجين بافي - گيوه دوزي - کلاه مالي - نمد مالي - چوخابافي - قالي بافي - نمکدان -خور - وريس - جاجيم بافي - بافت سياه چادر - گليم بافي - قفل سازي - جل - کمچه دان - پلاس - کلاه و دستکش

بهادر  01/11/84

    ارسال نظر ( 2 )!
موضوع : معماري ايلخاني تاق تويله، معماي پيچيده باستان شناسانتاريخ : 18 January 2006   شماره : 7

معماري بي مانند تاق تويله، اثر منحصر بفرد و تنها جايگاه باستاني شهر ايذه کارشناسان را در پاسخ به سوالات بي‌شمار ناكام گذاشت
گروه استان‌ها_زهراكشوري: درهاي چهار طرف تاق تويله ايذه و معماري اعجاب‌انگيز داخلي آن باستان‌شناسان را با يكي بي‌نظيرترين و پيچيده‌ترين معماري‌هاي دوره ايلخاني روبرو كرده ‌است. پيچيدگي معماري اين مجموعه پس از سه فصل كاوش، معماران را در پاسخ به سوالات بي‌شمار ناكام گذاشت. باستان‌شناسان تاكنون هيچ كاربري مشخصي را براي اين مجموعه تعريف نكرده‌اند.
تاق تويله در غرب شهر ايذه و در خيابان محمد رسول الله واقع است. زيربناي اين بناي تاريخي كه از سنگ ساروج ساخته شده  14 هزار متر مربع است. اين بنا در دو طبقه ساخته شده است.
"جعفر مهركيان"، باستان شناس و مدير پروژه آياپير در باره وضعيت اخير اين اثر گفت: «تاق‌تويله يك اثر منحصر بفرد و يك بنا بسيار زيبا و گسترده است كه زيباترين تزئينات كاشي را دارد.كاشي‌كاري‌هاي معرق، تركيب آجر كاشي، گچ‌بري‌هاي رنگين و سازه‌هاي معماري پيچيده كه تاكنون كاربري آن مشخص نشده‌ و سوالات بي شماري را پيش‌روي باستان‌ قرار داده ‌است.»
او گفت: «اين بنا نزديك به ده‌ها در بيروني و يك پلان معماري چهارضلعي دارد. اما درون آن يك حياط هشت ضلعي وجود دارد كه در دو مرحله ساخته ‌شده‌است. فراواني‌ درها نشان مي‌دهد ضروتي براي حفاظت آن احساس نمي‌شده شايد اين بنا يك بناي عمومي بوده كه تدابير امنيتي براي آن انديشه نشده است.»
تاق تويله داري نفيس‌ترين كاشيكاري‌هاي دوران ايلخاني و تيموري است. كاشي‌كاري‌هاي برجسته چون زرين فام، چليپا و كاشي‌هاي با نقوش گياهي مثل سلطانيه و كاشي‌هاي چون مسجد جامع اصفهان متعلق به دوران تيموري اين اثر را منحصربفرد كرده‌است.
مهركيان گفت: «اين بنا با يك پلان هشت ضلعي داراي دو پلكان بسيا زيبا و عريض‌تر از پلكان عالي‌قاپو است كه ظرافت اين معماري نشان از مهارت سازندگان خود دارد. همچنين در اين كاوش‌ها وجود تن‌پوشه‌هاي سفالي بسيار زيبايي بدست آمد. اين احتمال وجود دارد كه آب اين مجموعه بوسيله اين تن‌پوشه‌ها و از چشمه‌هاي نورآباد تامين شده‌باشد.»
قلعه تاريخي «طاق طويله» متعلق به دوره اتابكان لر و حدود قرن هفتم هجري است. حريم اين قلعه حدود 25 تا 30 هزار متر است و تاكنون چهار گوشه بنا با ديوارها3 و اتاق سالم از قلعه در حفاري ها به دست آمده است. قلعه «طاق طويله» در ابتدا كاروانسرا و پس از آن اصطبل خان هاي بوده است. قلعه «تاق تويله» هم اكنون در منطقه مسكوني و تجاري شهر «ايذه» قرار دارد. «ابن بطوطه» در سفرنامه خود آورده است كه 3 شب در اين قلعه كه كاركرد كاروانسرا داشته است، بيتوته كرده است

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : آثار باستاني ايذهتاريخ : 18 January 2006   شماره : 6
 جاذبه هاي گردشگري
جنگل هاي بلوط نزديک دهدز - نزديک ايذه

کوچ گله ها از گذرگاه باستاني دسبارت - دهدز - ايذه

بلوطهاي پير و کهنسال دشت سوسن - ايذه

مرد بختياري - ايذه

دشت زيباي سوسن

کتيبه و نقوش برجسته دوره ايلامي - کول فره - ايذه

نقوش برجسته کول فره ( دوره ايلامي ) - ايذه

نقوش برجسته کول فره ( دوره ايلامي ) - ايذه

نقوش برجسته اشکفت سلمان ( دوره ايلامي ) - ايذه

شيرهاي سنگي بر گور پهلوانان و دلاور مردان ايل بختياري - ايذه

کشتزارهاي برنج - ميداود - اطراف ايذه

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : ” بنه‌وار “ مسجدسليمان؛تاريخ : 17 January 2006   شماره : 5
‌روستاي تاريخي ” ‌بنه‌وار“ واقع در 25 كيلومتري شهرستان لالي و 85 كيلومتري مسجدسليمان واقع است. اين روستا نه تنها يك روستاي عادي نيست بل‌كه زيربناي يك تمدن كهن است و قدمت آن به دوره اتابكان باز مي‌گردد و شايد به‌تر اين است كه آن‌را شهر باستاني ” بنه‌وار “ بناميم. »

وي افزود:« ويژگي خاص ” بنه‌وار “ نوع معماري بناها و سقف آن‌ها است كه هنوز برخي از اين بناها سالم برجا مانده‌اند و عشاير بختياري در زمستان در آن‌ها سكني مي‌گزينند. »

مدير اداره ميراث فرهنگي و گردش‌گري مسجدسليمان يادآور شد:« از جاذبه‌هاي ويژه اين روستا مي‌توان به نقارخانه، زندان بنه‌وار، سه آسياب قديمي، ميدان سواركاري و مركز فرمان‌روايي (‌اژدر) منسوب به جهان‌گير خان يكي از خوانين بختياري و قبرستان قديمي بنه‌وار اشاره كرد. »

زراسوندي‌علي‌پور با ابراز ‌تاسف از اين‌كه اين ميراث ارزش‌مند نيز هم‌چون بسياري از آثار ديگر استان در حال از بين رفتن است، تصريح كرد:« بيش از 30 خانوار در اين روستا سكني گزيده‌اند و با توجه به عدم حفاظت از بناها و ساخت و سازهاي جديد اهالي بافت قديمي آن آسيب فراوان ديده و زندان زيباي آن با سبك خاص معماري تبديل به آغل گوسفندان و احشام شده است. »

شايان ذكر است روستا ” بنه‌وار “  در سال 1382 به شماره 9964 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است

 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : سوگواري و عزاتاريخ : 16 January 2006   شماره : 4

مراسم سوگواري در ميان بختياري‌ها اهميت خاصي دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازي برگزار مي‌شود كه احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگي عميقي است كه ميان آنها وجود دارد. اين اهميت هم در عزاداري‌هاي مذهبي و هم در عزاداري‌هاي خصوصي به بارزترين شكل مشهود است.

 

 

 برگزاري مراسم عزاداري خانوادگي نيز جالب توجه است. در ايل بختياري وقتي كسي فوت كند، ايل يكپارچه غرق غم و ماتم مي‌شود و لحظه‌اي صاحب عزا را رها نمي‌كنند،(چوقا) از تن بيرون مي‌كنند و لباس سياه مي‌پوشند. بعد از غسل متوفي، سيد همراه ايل (سيد پير شاه) يا (سيد امامزاده)‌هاي اطراف مسير و مكان كوچ و استقرار را خبر مي‌كنند تا بر مرده نماز ميت بگذارند و سپس مرده را به خاك مي‌سپارند. خاك كه گودي گور را پر كرد، مردها در فاصله دور مي‌ايستند و زن‌هاي ايل به دور گور حلقه مي‌زنند، گريه سر مي‌دهند و همراه با مرثيه كه (گاگريو) گفته مي‌شود به شرح حال زندگي مرده مي‌پردازند. در اين هنگام توشمال‌ها آهنگ غم انگيزي به نام (چپي) مي‌نوازند. بعد از اين مراسم (خيرات) شروع مي‌شود. صاحب عزا چادر سياهي بر پا مي‌كند، مردم ايل تيره به تيره، طايفه به طايفه، براي دلداري صاحب عزا مي‌آيند و (سرباره) مي‌آورند. سرباره مخارج عزاداري صاحب عزا را كاهش مي‌دهد. اين مراسم تا يك سال به طول مي‌انجامد، چرا كه شايد تيره يا طايفه‌اي در مسافت‌هاي دور باشد و يا امكان حضور به موقع پيدا نكرده باشد.

 

وقتي كلانتر يا يكي از سرشناسان ايل بميرد، مراسم خاصي انجام مي‌شود. بدين ترتيب كه زين و برگ اسب يا اسباني را با پارچه سياه مي‌پوشانند و بر گردن اسب نيز پارچه‌هاي رنگين كه يك سر آن بر زين و سر ديگرش روي پيشاني اسب است به بند دهنه مي‌بندند، سپس اسب را در حالي كه دهنه آن به دست يك نفر است در محوطه امامزاده مي‌گردانند. اين پارچه را (يال پوش) مي‌گويند. چوقا و تفنگ متوفي را نيز روي اسب مي‌بندند.

شکوه ودبدبه عروسي ايلات و عشاير بيش از شهرهاست و شايان هزاران تحسين و تمجيد مي باشد بدواٌ بايد خاطر نشان کرد که حضرات اناث در ايلات مثل زنها ي شهر چهره خود را مستور نمي دارند و تمام اهالي يکديگر را ديده و اقلاً قيافه وظاهر همديگر را مي شناسند .نامزد نمودن در انجا ها بيشتراز ساير نقاط معمول است ورسوم و ترتيبات آن در اينکه بين يک ايل باشد يا عشاير مختلفه تغيير مي کند . تشريفات با نهايت جلال و طمطراق در ميان دو ايل معمول مي شود که بدان وسيله قدرت و ثروت وشان خود را نشان بدهند . هر کس که داماد مي شود بايد اول هر سال از طرف خود تحفه و تعارفي به اسم عروش بفرستد و اهميت ان بسته به دستگاه مکنت طرفين دارد . غالباً جواهرات از قبيل سنگهاي قيمتي يا طلا يا گردنبند و پارچه هاي قيمتي و غيره است لازم است اين مسِِـله ذکر شود که در ايلات بايد عروسي بين دونفر که از حيث تجابت مساوي هستند معمول گردد و اگر کسي در صدد عقد قرداد مواصلت ميان دو خانواده که از حيث اصالت مساوي نيست بيفتد با تمام قوا از اين اقدام جلوگيري مي شود بر خلاف آنچه در شهرها ي بزرگ متداول است در ايلات طايفه اي که درجه نجابتش کمتر است به سهولت نمي تواند به خويشي با خانواده محترم نايل گردد حتي در ميان عشاير بعضي ها هستند که به غير دختر نمي دهند برخي ديگر پا بند اين مسايل نيستند.

ولي از بستن اتحاد عروسي با اهالي شهرها جدا خوداري مي کنند .

اما وقتي هنگام عروسي مي رسد مدت چندين روز يا چند هفته مشغول جشن و عيش وشاد ي هستند 7يا 8 الي 20روز و گاهي هم 40 شبانه روز متوالي در اين گونه جشنها آواز ساز و رقص آماده بوده و مجلس ترتيب مي دهند که اسباب مشغوليات براي همه فراهم است زنها و مردها بطور دايره وار شروع به رقصيدن مي کنند و از روي آهنگ موزيک پاها را حرکت داده و دست در دست همديگر مي رقصند

بختياري...بختياري...راستي بختياري يعني چه؟اين کلمه از چه زمان به اين قومي که از شواهد و قرائن پيداست از ديرباز در اين منطقه ساکن بوده اند،اطلاق شده است؟آيا اين کلمه اي است مرکب از «بخت + يار + ياي نسبت» يا اين که برگرفته از باکتر يا همان باختر معمول خودمان است؟

نقل قولها و گفته ها در اين خصوص بسيار است.اين جا گفتاري از شاعر هم تبار حسين پژمان بختياري را مي آورم که در اين باب توضيحاتي را به تفصيل ارائه نموده،تطويل کلام شايد با ذات رسانه اي چون وبلاگ در تضاد باشد اما براي ثبت در اين دنياي مجازي و نيز اطلاع رساني مي نويسم آن چه که پژمان بختياري گفته است:

«هنگامي که سرگرم تهيه ي فرهنگ و ترتيب دستور براي گويش بختياري بودم،دريافتم که پيوستگي آن لهجه با زبان پهلوي و اندکي هم با لسان پارسي باستان خيلي عميق تر از گويشهاي ديگر ايران زمين است.از اين دو مطمئن شدم که بختياريان يکي از کهنسال ترين اقوام آريايي هستند که توانسته اند قرنها در پناه جبال سر به فلک کشيده و پوشيده از جنگلهاي انبوه استقلال گونه اي داشته و خود را از تعرض جهانگيران به ويژه بيگانگان حفظ کنند.به همين علت زبانشان تا حدي خالص،نژادشان تقريبن سالم ،سنن و عاداتشان تحقيقن محفوظ،حتا اشعارشان کاملن برقرار باقي مانده، تابع افاعيل عروضي عرب نشده است.پس بايد  اثر وجودي آنان در حوادث گوناگون و تسلسل تاريخ ايران خاصه قبل از اسلام در جايي ثبت شده باشد و يگانه وسيله اي که ممکن بود رهنما و ياريگر نگارنده در آن پژوهش شود نام بختياري و رابطه ي معنوي آن با اسم باختر بود.اما بختياري کجا و باختر کجا؟ چندي بعد بر آن شدم که نمايش منظومي از جوانمردي کورش بزرگ بپردازم،و بهترين موضوع براي آن قصه ي پانته آ بود

مدتي اين مثنوي تاخير شد.بماند تنبليهاي اساسي که راز اصلي تاخيرهاي تاريخي مان است و سِر ماندگيمان...

فکر مي کنم دودلي و شک ام 2 علت اساسي داشت:

اول اين که موضوعي را انتخاب کردم که به هر حال يکه و اختصاصي است به اين صورت  که من هر مطلبي را که بخواهم بنويسم بايد ارتباط اساسي به موضوع مورد انتخابم داشته باشد(بختياري) و اين مورد براي من که به صورت حرفه اي نويسنده نيستم اساسن مشکل است که بنا به قول معروف:عشق آمدني است نه آموختني...

دوم نکته شايد اساسي تر و بنيادي تر باشد و آن اين که عظمت کار و هيبت موضوع مرا لرزاند،ترساند و برجاي خود نشاند.من يک لا قباي بي سواد کجا و قوم بزرگ وکهن بختياري کجا؟از بختياري و بختياريها نوشتن کار مردم شناسان و جامعه شناسان است که سالهاي سال در اين خصوص مطالعه کرده اند و ديده اند و کوچيده اند...مني که تش و تبار و ايل خود را زورکي مي شناسم آيا مي توانم راوي صالحي در اين مورد مهم باشم؟...

کلنجار طولاني بود...و چون کشتي بي لنگر اين ذهن توفان زده کژ مي شد و مژ مي شد...که چيست تدبير؟ماندن يا رفتن؟ايستادن در جا يا اين که با همه بي بضاعتي درباره نياکان و اجدادم بنويسم...و مثل اين که روح بزرگ و آزاده ي مردمان سلحشور بختياري اين گونه در گوشم سرود مي خواندند:

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل

وگر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم...

بنابراين مي نويسم و در اين راه دست تمامي هم تباران و دوستانم را براي پربار کردن اين سياه مشقها مي فشارم و مي بوسم که من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم... 

مي خواهيم همه با هم از دي بلال بگوييم...از رقص سه پا...از تاراز...از شينبار...از عليداد...از حيدر...از سردار اسعد...از چغاخور...از اشکفت سلمان...و از عشق به اين سرزمين اهورايي...

يک نکته بيش نيست غم عشق و اين عجب

کز هر زبان که مي شنوي نامکرر است

آيا در زمانه ي مدرن که تمامي شواهد و قراين حکايت از تحقق رويا يا کابوس جهان وطني و دهکده جهاني دارند دميدن در  سرناي قوم و قبيله و عشيره چندان گوش نواز خواهد بود؟آيا وقتي که بشريت در دو قرن پياپي فعلي بيشترين جنايات و کشتارها را از قوميت گرايي و خاک و سنگ پرستي ديده حکايت اين گونه گفتن بتري و شر نيست؟و يا بايد باژگون تعبيري را به دست داد که در وانفسايي که غول رسانه هويتت را چنان تحت تاثر قرار داده که گاه نمي داني اينجايي هستي يا آنجايي و وقتي که از در و ديوار همساني و همگوني و البته کوتولگي تبليغ مي شود شايد پربيراه نباشد از خود گفتن و شنودن...که اينجا قوم نه نژاد ژرستي و راسيسم که عنصري براي ايجاد علقه و بستگي فرهنگي است....قرار نيست اينجا مهتري نژادي تبليغ شود.قرار نيست بر طبل برتري جويي قومي کوفته شود که عمر اين کوته نظريها سالهاست به سر آمده

اما چرا بختياري؟مهمترين دليل اين که من بختياريم و طبيعتن نمي توانم مثلن از اينکاها بنويسن يا قرناطه نشينان.مي خواهم از چيزي بگويم که ديده ام و شنيده ام و حس کرده ام.مي خواهم از قوم بگويم که ريشه اش چنان در تاريخ اين ديار رسوخ کرده که برخي ها آنرا به زمان کوچ آرياييها از سيبري و حتا قبل تر نسبت مي دهند.مي خواهم از آداب و رسوم وسنن ديرپا و غني اي بگويم که متاسفانه به علت فقدان فرهنگ مکتوب و مدون که ذات زندگي عشيره اي است در حال نابودي و انهدام است.مي خواهم بنويسم از ظلم و ستمي که در ساليان متمادي بر اين رنج کشان هميشه ي تاريخ اين ديار رفته است.مي خواهم از زنان و مردان سلحشورش بخوانم.مي خواهم رقص بي نظير موسيقي يکتا اشعار دلنشين و...اين مردمان را در اين دنياي مجازي بپراکنم.که البته اين همه و بيشتر از تاب و توان حقيرم بي شک خارج است اما چه جاي شکر و شکايت که بايد به قدر وسع کوشيد...

از بختياري بيشتر مي گويم... 

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : مسجد سليمان 1تاريخ : 16 January 2006   شماره : 3

اوضاع جغرافيايي مسجدسليمان

مسجدسليمان در شمال شرقي استان خوزستان و در 125 كيلومتري اهواز واقع شده است . اين شهرستان از شمال به دزفول ، از شرق به استان چهارمحال بختياري و ايذه ، از جنوب به رامهرمز و از غرب به شوشتر محدود مي گردد . مساحت آن بر اساس آخرين بررسي هاي انجام شده 6986 كيلومتر مربع است . ارتفاع متوسط در محدوده ي اين شهرستان 364 متر از سطح دريا است . ميزان بارندگي در سال بين 200 تا 450 ميليمتر متغير است كه عموماً از سمت شمال به طرف جنوب از ميزان بارندگي كاسته مي شود . درجه حرارت در تابستان به حداكثر 54 درجه مي رسد . مسجدسليمان از لحاظ اقليمي داراي آب و هواي نيمه صحرائي است . نواحي شمالي آن به دليل واقع شدن در حاشيه سلسله جبال زاگرس داراي زمستان هاي سرد همراه با برف و تابستان هاي معتدل بوده امّا نواحي جنوب داراي بهاري دل انگيز ، تابستاني گرم و خشك ، پائيزي مطبوع و زمستاني معتدل است . مهمترين كوه هاي مسجد سليمان عبارتند از : آسماري ، دِلاْ ، تاراز ، مُنار ، كِيِ نُو ،  اُدِيْو ، لَندروستْروُن . رودهاي كارون ، تمبي و شور درآن جريان دارد . وسعت مراتع مسجد سليمان 200/292/ 5 هكتار بر آورد گرديده است . اين شهرستان داراي 3 بخش (مركزي ، لالي ، انديكا) و 13 دهستان بوده و محصولات عمده كشاورزي آن گندم ، جو ، صيفي جات و نباتات علوفه اي مي باشد . جمعيت مسجدسليمان در سال 1370 ه.ش 191/041 نفربود (استانداري خوزستان : بررسي اوضاع شهرستان مسجد سليمان ، اهواز ، بي تا ، صص 7 ، 8 ، 132)

در كاوش هاي باستان شناسي ، آثاري كهن مربوط به زندگي غارنشيني و دوران ما قبل تاريخ در اين سرزمين كشف شده است . در فاصله اواسط سده ي نهم تا اوايل سده هفتم قبل از ميلاد يك قوم آريايي به نام (پارس) از دامنه هاي شمال غربي زاگرس و كوه هاي بختياري به جلگه خوزستان مهاجرت نموده و منطقه مسجدسليمان از جمله مناطقي بود كه درآن مسكن گزيدند . اين قوم نيمه بدوي كه متكي بر معيشت شباني و به ويژه تربيت اسب بودند ؛ بعد از آشنايي با كشاورزي و ترك كوچ نشيني ، در نواحي كوهپايه اي جلگه ، شهر تازه اي ساختند و آن را به ياد سرزمين گذشته خود كه پارسوا (در نزديكي درياچه اروميه) ناميده مي شد ، پارسوماش خواندند . بنابر نشانه هاي بر جاي مانده از جمله تپه اي دست ساز بنام سرمسجد كه پشت به كوه داده و بازمانده بنايي بزرگ با ديوارهايي از سنگ سترگ و ايوان هاي پايدار مي باشد ، اين شهر در محل مسجدسليمان كنوني ساخته شده بود .

شهر پارسوماش يا مسجدسليمان كنوني در زمان حيات خود از لحاظ مذهبي ، اهميّت فراواني يافته و آتشكده اي نيز در آن ايجاد گشت (اوضاع اقتصادي واجتماعي خوزستان-شهرستان مسجدسليمان- تهيه شده در سازمان برنامه و بودجه خوزستان- معاونت برنامه ريزي- توسط: علي بروايه ، بهار1373، صفحه3)

 

اين خطّه در زمان ايلامي ها ، مادها، پارس ها ، سلوكيان ، اشكانيان و ساسانيان داراي اهميّت فراواني بوده و ‌‌آثار بر جاي مانده از آن دوران شاهد اين مدعاست . مسجدسليمان زادگاه چيش پش پارسي بوده است.

اين شهر در قرن هشتم قبل از ميلاد جزء سرزمين ايلام بوده در دوران پارسها (پارسوماش) ناميده مي شد . در قرون وسطي نيز ( تُلْغُر) ناميده مي شده سپس به (جهانگيري) و (ميدان نفتون) معروف گرديد. بعد از اينكه آثار آتشكده سر مسجد براي همگان مشخص شد و پس از بازديد رضاخان از اين اثر تاريخي در سال 1303 بنا به پيشنهاد وي و تصويب مجلس شوراي ملّي در سال 1305 خورشيدي به (مسجدسليمان ) تغيير نام يافت . انگليسي ها به اين شهر M.I.S مي گفتند كه به نقلي اختصار يافته MASJID.I .SULAIMAN مي باشد.

 

 

*  *  *

پروفسور گيرشمن مي گويد : نيايشگاه سرمسجد و برد نشانده هيچ شباهتي به معماري ايلامي ، بابلي و آشوري ندارد اما خيلي شبيه ساختمانهاي تمدن باستاني اورارتو مي باشد . او تپّه هاي سرمسجد و برد نشانده را اسلاف تخت جمشيد مي داند كه اصول ايجاد آن هنوز طرق قديمي را كه پارسيان از زمان ورود به ناحية جنوب غربي ايران بكار مي بردند آشكار مي سازد.

طلوع دوباره اين نخستين شهر پارسيان با فوران چاه شماره يك خاورميانه در سال 1287 خورشيدي (1908م) و فعاليت مهندسين شركت نفت دارسي آغاز شد كه سرفصل جديدي در حيات سياسي ، اجتماعي و اقتصادي كشورمان بوجود آورد و بعد از آن بود كه ايران وارد مرحله جديدي شد .

چاههاي نفت يكي پس از ديگري حفر گرديد كه جمعاً 316 حلقه چاه به بهره برداري رسيد . در كنار اين چاهها ، مسجدسليمان رشد و توسعه نمود و جويندگان كار از اقصي نقاط كشور به اين محل هجوم آوردند و مدنيّت آن را تشكيل دادند و بدين ترتيب نخستين شهر صنعتي ايران بوجود آمد .

*  *  *

آمار و ارقام نشان مي دهد در اوج فعاليتهاي شركت نفت بين سالهاي 1330 تا 1335 خورشيدي جمعيت شهر بالغ بر 77 هزار نفر بود و شهر از امكانات وسيع برخوردار بوده است و عروس شهرهاي ايران نام داشت . بين سالهاي 1330 تا 1355 خورشيدي از شهرهاي توريستي ايران محسوب مي شد و شخصيت ها و مقامات مختلف خارجي و داخلي از اين خطه بازديد مي كردند . زماني نسبت به جمعيت خود بيشترين تعداد اتومبيل را در سطح خاورميانه داشت . اولين خط آهن خاورميانه ، اولين كارخانه هاي تقطير ، اولين كارخانه برق خاورميانه ، اولين جاده ارتباطي ، اولين خيابانهاي آسفالته ، نخستين مسكن مدرن ، نخستين بيمارستان مدرن و مجهز خاورميانه ، اولين سيستم مخابراتي ، نخستين سيستم لوله كشي آب و گاز خاورميانه ، اولين باشگاههاي خاورميانه ، اولين فرودگاه ، اولين سيستم روشنائي برق خاورميانه ، اولين سيستم هاي بهداشتي خاورميانه و . . . در آن بوجود آمد . طبق آمار مستند مسجدسليمان در گذشته از نظر سطح تخصصي و سواد ، بالاتر از ساير نقاط كشور بوده است و از امكانات آموزشي خوبي برخوردار و به استناد همين آمار در سال 1335 در اين شهر 9310 نفر مشغول بكار بوده كه در همين سال در كل مناطق شهري ايران تنها 9698 نفر شاغل در بخش معدن مشغول به كار بوده اند يعني شهر از نظراقتصادي و بهره وري از نيروي انساني فعال و درصد بسياركمي بيكاري درحد مطلوبي بوده است .

در حال حاضر مسجدسليمان بيش از 20 هزار نفر بيكار دارد . جمعاً با اين همه خدمات اقتصادي ، ملّي و صنعتي كه ساليان متمادي به كشور ارائه نموده ، اكنون جاي آن است كه مجدداً شكوفايي گذشته اش احياءگردد و از زوال قطعي نجات يابد .

 

*  *  * 

نقش منطقه در جنگ تحميلي

از ابتداي جنگ تحميلي شهر مسجدسليمان مرتباً مورد حملات هوايي و موشكي قرار مي گرفت و دراين رابطه تعدادي از اهالي شريف شهر از جمله زن و مرد و كودك بيگانه به درجه رفيع شهادت نائل آمدند. در صحنه هاي جنگ حق عليه باطل حضور گسترده مردم اين خطّه بخوبي مشهود و شهداي گرانقدر و مجروحين و معلولين و اسرائي كه تقديم اسلام و قرآن نمودند موءيد اين مطلب است .

 

 *  *  *

 

مناطق صنعتي چون تمبي ، بي بي يان ، گُلگير، شهرك صنعتي و تُلْ بزْان در بخش مركزي واقع است. اكثر تاسيسات صنعتي ، خطوط لوله نفت و گاز و راههاي قديم و جديد ماشين رو در اين بخش قرار دارد. مراكز سياحتي، آثار باستاني، بناهاي تاريخي و مذهبي بخش مركزي عبارتند از : پل گُدارْلَنْدَر، هفت شهيدان ، آثار تنگ صَئُولَك، سرمسجد، بردْ نِشانْده قلعه مدرسه ، علَم داري، پرنِوِشْته، تنگ تُك آب ، سبزپوشِ عنْبلْ، سبزپوش بتوند، آخُوررَخْش، قلعه تُرك دِزْ، تپه باستاني كَلْگه زَرّي ، تپه باستاني گُلْگير، بقعهء پاگَچ امام رضا(ع) ، چاه شماره يك ، كارخانه برق تمبي، كارخانجات بي بي يان ، فرودگاههاي قديمي يمه و تُلْ بْزان ، تختگاه ( تَهده گُون ) آب كَرِه ،زيارتگاه بي بي بتُول، زيارتگاه  بي بي زهرا، كليساهاي ارامنه و خارجيان .

 

بقعهء امامزاده سلطان ابراهيم

بقعهء امامزاده سلطان ابراهيم در منطقه ( كارْتا) واقع است كه مورد احترام بختياريها مي باشد. مردم از استانهاي ديگر جهت نذر،نيازو رفع حاجات خويش به زيارت آن مي آيند وبوسيلهء قايقهاي موتوري از درياچه پشت سد شهيدعباسپور گذشته و به اين محل مي رسند.

وي فرزند دوم امام موسي كاظم(ع) مي باشند و به سيّد المرتضي(تاج الدّين)معروف است.وي مردي فاضل و دانشمند بود و روايت شده كه (70) شتركتابخانه او را حمل مي كردند. در زمان خليفه مامون مي زيست و صاحب كرامات فراواني بوده است (دانش عباسي شهني ،تاريخ مسجدسليمان، انتشارات هيرمند، تهران، چاپ اول، 1374)

 

بقعهء متبركه بي بي بتولي

اين بقعه در سمت راست جاده مسجدسليمان به اهواز ، نرسيده به پل دو درون قرار دارد . فاقد سنگ نوشته و زيارتگاه مردم مسجدسليمان است كه هر روز عده زيادي به زيارت بقعه متبركه مشرف مي شوند . بعضي از زائرين و اهل محل كه كرامت اين بانو شامل حال آنان شده عقيده دارند مشاراليها يكي از فرزندان امام موسي كاظم (ع) مي باشد .

 

بقعه هفت شهيدان

سادات تُلْغُر هفت نفر بودند كه به سيّد عبدالله بن موسي كاظم (ع) نسبت مي رسانند و اسلاف اين سلسله همگي از مشاهير اهل معرفت و حقيقت و تبار مشايخ طريقت بوده اند.

سيّد احمد ملقب به تُلْغُر جدّ آن بزرگواران بوده كه از نجف اشرف به شوشتر آمده بود . آنها داراي نفوذ زيادي بوده و موقوفات نيز داشته اند.  مدفن آنها همين مكان است . املاك اينجا به امضاي شاه طهماسب ماضي مورخ به سال نهصدو پنجاه و دو رسيده كه به اسم سيّد محمد تلغري صدور يافته . (عبدالله بن نورالدين جزايري : تذكره شوشتر،كتابخانه صدر، تهران ، ص 40 و 39)

ساختمان بقعه آنان مربوط به عصر صفويه است. اين اثر مذهبي در كنار جاده مسجدسليمان – لالي قرار دارد .

بقعهءامام زاده سيّد صالح

 

ايشان فرزند امامزاده حسن المثني فرزند امام حسن مجتبي (ع)مي باشند كه در دوران القادر باللّه خليفهء عباسي مي زيست . ولي سادات معتقدند كه امام زاده سيد صالح فرزند سيد حمزه بن امام موسي كاظم (ع)مي باشند كه در دوران متوكل عباسي مي زيست . اين بقعه حدود 60 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان مسجد سليمان ، در ناحيه(مرغاب)و دامنه كوه (جِريَك) واقع است.

 

 

بقعهء امام زاده بابا احمد

بقعهء اين امام زاده در ميان كوه معروف اُديوو ديراَو(دور آب)واقع شده .امام زاده داراي آسياب و حمام است در زمان ميرزا تيموري ساخته شده فاقد سنگ نوشته و قبر است و شجره اش مشخص نمي باشد ولي پيش كارانش نسب ايشان را به امام كاظم (ع)مي رسانند و مي گويند فرزند آن حضرت است،امام زاده داراي كرامات بسيار است و زوار زيادي به زيارتش مشرف مي شوند.

 

بقعهء متبركه بوِير

اين بقعه در سمت راست جاده منار و پايين تر از دو راهي امام زاده شاهزاده عبدالله قرار دارد . داراي گنبد سفيد و پلكاني است كه در زمان شاهرخ ميرزاي كنوني ساخته شده است اين امامزاده داراي سنگ نوشته و قبر است و معروف به علي بن برهان مي باشد . به علت عدم دسترسي به شجره نامه ايشان مشخص نيست فرزند كدام يك از امامزادگان (ع) است.

 

 

چاه شماره يك

 

اولين چاه نفت خاورميانه در شهرستان مسجدسليمان حفرگرديد، كه به بهره برداري هم رسيد.

 

شروع حفاري : 23 ژانويه 1908 م. برابر با سوم بهمن ماه سال 1286 خورشيدي .

 

سر مهندس عمليات حفاري : مهندس ژرژبرنارد رينولدز G.B.Reynolds انگليسي .

 

خاتمه حفاري و زمان فوران : 26 ماه مه 1908 م.برابر با 5 خرداد ماه 1287 خورشيدي در ساعت 4 بامداد 

 

عمق چاه : 1180 فوت برابر با 360 متر

 

توليد روزانه : 8000 گالن برابر با 36000 ليتر

 

اين محل هم اكنون به محلي توريستي و سياحتي تبديل شده و سمبل فعاليتهاي صنعت نفت خاورميانه و ايران به شمار مي رود .

 

 

سر مسجد

اين محراب متعلق به قرن 7 و 8 قبل از ميلاد است كه شامل يك سكو به اندازه هاي 20× 25 پا مي باشد. در بخش شرقي محراب قسمتي كه اكنون آتشكده مي باشد براي عبادت ايرانيان بنا شده بود . سمت غرب ايوان مقدّس ويژه خدايان يوناني بود . در سمت غربي آتشكده سه معبد براي سه تن از خدايان قديم اختصاص داشت كه دو تن از آنان هراكليوس و آتنا مي باشد.

يك پلكان به عرض 25 متر . مومنان را به روي صفه نزديك محل مقدس هدايت مي كرد و از آنجا كه در پايان مراسم نيايش نبايستي از همان راه كه آمده اند باز گردند . يك پلكان ديگر در گوشه ديگر ظلع شرقي براي پايين رفتن ساخته اند . به عقيده پروفسور گيرشمن سابقه استقرار يكي از قبايل پارس در مسجدسليمان بايد به اواخر قرن هشتم ق.م برسد.

ظروف سفالي، سكه هاي قديمي، مجسمه هاي باستاني و آثار كهني از اين بناي تاريخي بدست آمده است كه در موزه هاي داخل و خارج نگهداري مي شود . همه ساله از سراسر ايران و حتي خارج از كشور، جهانگرداني جهت بازديد از اين اثر ارزشمند باستاني به محل مذكور   مي آيند و از مكان مزبور عكسبرداري و فيلمبرداري مي كنند.

 

 

بردْ نِشانْده

يكي از آثار باستاني موجود ،در حوالي شهرستان مسجدسليمان تپه باستاني برد نشانده است كه در عين حال يكي از مهمترين آثار باستاني خوزستان است اين بنا در مسير مسجدسليمان به سمت سد شهيد عباسپور واقع است و در نوع خود منحصر به فرد است . بنايي با خصوصيات قابل توجه كه هر چند در كنار ديگر آثار موجود ، در مسجدسليمان مورد بازديد مستشرقين و باستان شناسان زيادي قرار گرفته اما آن گونه كه شايسته است تا كنون معرفي نشده است. ‌

از مجموع مستندات . . . چنين بر مي آيد كه برد نشانده از نخستين مراكز تجمع پارسيان در جنوب غربي ايران بوده و علاوه بر نيايشگاهي كه بر فراز تپه جهت پرستش اهورامزدا وجود داشته خانه هايي نيز در اطراف آن وجود داشته است كه اطلاعات بيشتر پيرامون آن منوط به حفاري و كاوش گسترده در اطراف تپه مي باشد. در مجموع . . . مي توان اينگونه برداشت نمود كه برد نشانده از آن دسته آثار و بناهايي است كه حيات تاريخي خود را طي حداقل سه دوره (هخامنشي، سلوكي، پارتي) حفظ نموده است . اشياء و مسكوكات و حجاريهاي مكشوفه از اين محل در موزه هاي لوور پاريس و ايران باستان تهران موجود . . . است .

 

 

 

 پرْنِوِشْتِه

اين مكان پَرِه اي (كوهي) بزرگ دارد كه با خط كوفي بر روي آن حكّاكي شده است. اثر مذكور نرسيده به دوراهي لالي و عنبل، سمت راست جاده علَم داري قرار دارد.

 

 

پل نگين

سنگ بزرگي است كه توسط فرامرز اشكاني به دو نيم شده و آب شط شِيمبار (شيرين بهار) از آن خارج مي شود ، تا اينكه مصَب آب شيمبار از آن بسوي سوسن سرخاب سرازير گردد . 

 

 

آثار شيمبار

كتيبه اي با نقش هاي بر جسته اي در اين ناحيه موجود است كه در ميان انبوه درختان و اشجار پوشيده شده و روي يكي از صخره ها تصوير12 نفر كه گويا سربازاني مي باشند كنده كاري شده و تمام اعضاي آنها معلوم و سر آنها به مرور زمان محو شده است . در كنار اين اشكال چند سطر هم به خط پهلوي نوشته شده كه از عهد اشكانيان است . اين پيكرها در حال اجراي مراسم مذهبي مي باشند .

 

 

 

سوسن

اين محل حكومت اقوام گذشته بوده و بخاطر وضعيت سوق الجيشي خاصي كه داشته بيشتر حكومتها در آنجا مانده و حتي در زمان ايلامي ها، هخامنشي ها، ساساني ها و اشكاني ها در سوسن حكومت كرده اند . حوض معروف دانيال پيغمبر در آنجا است شوش را بنام آن محل ناميدند زيرا سوسن شوش كبير است و شهر شوش نيز شوش صغير است . در سوسن محلي است كه ساختمان در زير آب فرو رفته ( و آن محل بنام چال شه سوسن معروف است) و حتي حوض دانيال پيغمبر نيز در زير آب چال شه پيداست . هر ساله تعدادي از محققين خارجي از اين محل ديدن مي نمايند.

 

 

نخستين كوره ذوب آهن ايران

ايرانيان قديم در محلي بنام شلا ، نرسيده به سوسن ( شوسيان ) نزديك قلعه اَرَك ( ارخ ) در زمان باستان كه ذوب فلزات مس و قلع شروع شد، سنگ آهن را هم شناختند و چون آهن در كوره اي كه مس را ذوب مي كرد  ، ذوب نمي شد آن را   « آ- گن » يا «آ- هن» يعني غير قابل ذوب مي دانستند تا اينكه كوره را بلند تر نمودند و آهن ذوب گرديد . هنوز سوخته هاي باقي مانده آهن در ته كوره مزبور موجود است به همين دليل باستان شناسان معروف فرانسوي و آلماني گفته اند: اگر ملّت ايران آهن را ذوب نمي كرد و با آن ادوات گوناگون نمي ساخت شايد تمدن صنعتي دنيا هزار سال به عقب مي افتاد.

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : بختياري 2تاريخ : 14 January 2006   شماره : 2
 
سرزمين پارسيان
 

معماري آتشكده جاويدان در مسجدسليمان الهام بخش معماران تخت جمشيد

آتشكده جاويدان (صفه سرمسجد) در مسجد سليمان، بنايي متعلق به قرن هفتم قبل از ميلاد است كه بنا بر نظر برخي كارشناسان، معماران براي ساخت تخت جمشيد از آن الهام گرفته اند.


نوع معماري اين بنا «اورارتويي» است كه مهم ترين مشخصه آن استفاده نكردن از ملاط و گذاشتن سنگ خشك روي سنگ خشك ديگر است.
بنا به نوشته هاي پروفسور گيرشمن، باستان شناس فرانسوي در كتاب «ايران از آغاز تا اسلام»، تخت جمشيد نيز با استفاده از همين الگو ساخته شده است، هرچند معماران آن تغييراتي هم در ساخت بنا داده اند.
«
قباد باقري» كه در سالهاي 1348 تا 1352 به عنوان مسئول حفاظت از آثار تاريخي خوزستان با گيرشمن همكاري مي كرده است ضمن اعلام مطلب فوق به ميراث خبر گفت: «باور گيرشمن اين بود كه آريايي ها هنگامي كه از سيبري مهاجرت كردند در اروميه توقف كوتاهي داشتند و در همين زمان با گونه اي از معماري اورارتويي آشنايي پيدا كردند. آنها سپس به مهاجرتشان در امتداد سلسله جبال زاگرس ادامه دادند و در ارتفاعات آن كه امروزه مسجدسليمان و ايذه و .... را در بر مي گيرد، ساكن شدند
مولف كتاب «بختياري در گذر زمان» در ادامه افزود: «آريايي ها در اين منطقه معماري خاص خود را به نام «بادبرده» به وجود آوردند. آتشكده جاويدان را در قرن هفتم قبل از ميلاد بنا كردند و پس از گذشت حدود 150 سال در 550 قبل از ميلاد تخت جمشيد يا پاسارگاد را با استفاده از همين معماري اورارتويي ساختند
از سوي ديگر «عليرضا ظاهري عبده وند» مسئول بخش پژوهشي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجد سليمان اعتقاد دارد وجود اين آتشكده به دوره پيشداديان و هوشنگ پيشدادي بر مي گردد.« طبق آنچه در منابع مختلف تاريخي آمده است، هوشنگ نخستين پادشاه سلسله پيشدادي براي كشتن ماري، سنگي را به سوي او پرتاب كرد. سنگ به مار اصابت نكرد و به سنگ ديگري برخورد كرد و از جرقه حاصل از اين برخورد آتش به وجود آمد. در بعضي از روايتها از جمله كتاب «تذكره شوشتر» آمده كه مكان اين اتفاق در شهر مسجد سليمان بوده كه در آن زمان به نام «پارسومانش» خوانده مي شده است. مردم هم از آنجا كه آتش برايشان تقدس داشت و اين آتش بدون هيزم افروخته شد و باقي ماند، دورمحل برافروخته شدن آن ديواري كشيدند. از آنجا كه نفت و گاز در سطوح زيرين اين منطقه به وفور جريان داشت، باعث شعله ور ماندن آتش شد و از آن زمان ، اين محل به نام آتشكده جاويدان شناخته شد. آتشكده اي كه هيچ گاه آتش آن خاموش نمي شود.» باقري درباره صحت و سقم ماجراي الهام گرفتن معماري تخت جمشيد و فرضييه هوشنگ پيشدادي، مي گويد:« البته اين مسئله هنوز يك تئوري است ولي تا زماني كه فرضيه جديدي كه آن را با استنادات علمي باطل كند به وجود نيايد، مي توان بر آن تكيه كرد
وي كه هم اكنون درباره تاريخ و فرهنگ منطقه خوزستان پژوهش مي كند تاكيد كرد: «بنا به گفته گيرشمن اولين حكومت محلي پارس ها در مسجد سليمان به وجود آمده است. در آن زمان اين منطقه به نام «پارسومانش» يا «پارسومانژ» خوانده مي شده است.
اين پژوهشگر در ادامه به ذكر ويژگي هاي بناي آتشكده جاويدان پرداخت و گفت: (مساحت اين آتشكده حدودا 50 در 45 متر است و در وسط آن آتشگاهي وجود داشته كه الان از بين رفته است. يك طرف اين آتشكده به كوه هاي زاگرس تكيه دارد. در شمال غربي اين آتشكده نيز معبد آناهيتا واقع شده است.(
كمي پايين تر از آتشكده، معبد هركول قرار دارد. باقري علت وجود اين معابد را تصرف اين منطقه به دست اسكندر مقدوني و سلوكيان دانست و گفت:«اين دو معبد نشانه اي از زوال پادشاهي هخامنشي در دوره حمله اسكندر به ايران است. چون سلوكيان بر ايران مسلط شدند براي نيايش رب النوع هاي خود در اين مناطق، معابدي برپا كردند
ديواري، آتشكده جاويدان را از معبد آناهيتا جدا مي كند كه در حقيقت ميان پيروان دو ايدئولوژي مرزي مي كشيده است.
بنا به اظهارات باقري ، گيرشمن در حفاري خود در قسمت جنوبي آتشكده كه محل نذورات مردم بوده است، مهره هاي تاس مانندي يافت كه نقوشي بر روي آنها حكاكي شده بود. وي در كتاب هايش ذكر كرده است كه اين مهره ها غنائمي هستند كه ايرانيان پس از فتح بابل به دست كمبوجيه ، از آن جا به ايران آورده اند.
بنا به گفته «ظاهري عبده وند» آتشكده جاويدان كه دوره هاي مختلف تاريخي را از زمان عيلامي ها تاكنون پشت سر گذاشته است در زمان رضاشاه در سال 1306 به نام صفه «سر مسجد» تغيير نام داد.
باقري درباره تغيير نام اين آتشكده گفت: (از زمان ورود اعراب به ايران نام اين آتشكده تغيير كرد و به نام مسجد خوانده شد. ممكن است علت اين تغيير نام، هراس از تخريب و تبديل بنا باشد.(
پرويز ورجاوند پژوهشگر و صاحب نظر حوزه ميراث فرهنگي درباره تئوري الهام گرفته شدن معماري تخت جمشيد از معماري اين آتشكده و داستان هوشنگ پيشدادي، گفت: (البته من هم وجود شباهت هايي ميان اين دو بنا را تاييد مي كنم اما اين گونه فرضيه ها نياز به بررسي هاي دقيق و عميق تاريخي و آشنايي كامل با جغرافيايي شاهنامه دارد و به سادگي نميشود آنها را تاييد يا رد كرد.(
بناي آتشكده جاويدان در سال 1377 به همت كارشناسان ميراث فرهنگي مرمت شد اما پس از دوباره به حال خود رها شد. به گفته «محمد زراسوند عليپور» رئيس انجمن دوستداران ميراث ميراث فرهنگي مسجد سليمان، هم اكنون اين بنا كه معرف هويت ايراني ماست بر اثر زلزله و خسارت هاي ديگر به شكل مخروبه اي در آمده و بدون محافظت رها شده است. مسئله حفاظت و مرمت اين بنا در جلسه اعضاي اين انجمن با فرماندار شهر مسجد سليمان نيز در ميان نهاده شده است و به گزارش انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجد سليمان، فرماندار اين شهر قول همكاري و مساعدت براي حفظ و احياي بناهاي تاريخي اين منطقه را داده است.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/13ساعت 16:48  توسط کورش  |   =text/ >GetBC(31);  5 نظر
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : بختياريتاريخ : 14 January 2006   شماره : 1
Welcome to...
EveryTongue.com/bakhtiari
 
A website for the 900,000
Bakhtiari people of Iran.
 
 
 
صفحة اصلي ايران
Iran Home
 
فهرست ايران
Iran big list
 
کمک ميخواهيد؟
Need help?
 
تماس با علي
Contact Ali
 
همة زبانهاي دنيا
All the world
خوش آمديد به ...
اِوّري‌تانگ دات كام/بختياري
سايت اينترنتي براي ٩٠٠٠٠٠ نفر مردم بختياري زبان ايران
 
Here are some  pictures of  speakers of this language in Iran. You have my permission to copy this photo.

تعدادي عكس از مردمي كه به اين زبان گويش مي‌كنند را در اينجا ملاحظه مي‌كنيد. كپي كردن اين عكس‌ها آزاد است.

Welcome to my page. My name is Ali and I am from Iran.  I am from one of the small language groups.  My goal in making this site is help people in Iran to be proud of their minority languages.

به سايت من خوش آمديد. اسم من علي است. من به يكي از گروه‌هاي كوچك زباني در ايران تعلق دارم. اين سايت طراحي شده است تا به مردم كمك كند از زبان و گويش خود احساس سربلندي نمايند.

 

The Bakhtiari live mainly in Chahar Mahal Bakhtiari province and though Farsi is their language of commerce they speak Bakhtiari at home.  This is not Luri language but many people say it is since some Bakhtiari people call their language Lur.  Many Bakhtiari people still live in black goat hair tents and are nomads.  They migrate in search of water and food for their animals. The Bakhtiari language is part of the Persian family of languages and is not Turkic.

بختياري‌ها عمدتاً در استان چهار محال بختياري زندگي مي‌كنند. اگر چه فارسي، زبان رسمي مي‌باشد اما آنها در منزل به زبان بختياري صحبت مي‌كنند. چون بسياري از مردم بختياري زبان خودشان را لُري مي‌نامند، بعضي آن را با لُري لرستاني اشتباه مي‌گيرند. بسياري از مردم بختياري هنوز زندگي كوچ‌نشيني داشته و در سياه چادرهاي بافته شده از پشم بز زندگي مي‌كنند. آنها در جستجوي آب و غذا براي حيواناتشان از نقطه‌اي به نقطة ديگر كوچ مي‌كنند. زبان بختياري به خانوادة زبان‌هاي فارسي تعلق دارد و نه تركي.

Click here to hear a recording in Bakhtiari language.
Click here (part 1)   (part 2)
(Note: The links play using software that is probably on your computer.  If not then click here to dowload the free RealPlayer softeware to listen to these recordings or to watch the videos.)
 
 
در لينك‌هاي زير مي‌توانيد آثاري را به زبان بختياري بشنويد.
كليك كنيد (# ١) (# ٢)
[توجه: لينك‌هاي فوق با نرم‌افزاري اجرا مي‌شوند كه احتمالاً روي كامپيوتر شما نصب است. در غير اينصورت آنرا بصورت رايگان از اينجا دريافت داريد تا بتوانيد آثار را ببينيد يا بشنويد.]
Are you a Baktiari person from Iran? Can you understand these recordings? Please e-mail me and tell me if you could understand them.  Click on this address: Bakhtiari@EveryTongue.com  

آيا شما لارستاني هستيد؟ آيا آثاري كه در لينك‌هاي فوق شنيديد را توانستيد بفهميد؟ لطفاً با من تماس بگيريد و بگوئيد چقدر اين آثار قابل فهم بودند: كليك كنيد 

The map below shows in red where these language speakers live.

قسمت قرمز از نقشة زير، محل زندگي بختياري‌ها را نشان مي‌دهد.
اطلاعات زير دربارة مردم بختياري از كتاب نژادشناسي چاپ ٢٠٠٠ گرفته شده است:

This is the information about this language from the year 2000 edition of the book Ethnologue :

- LURI [LRI] 4,280,000 in Iran (1993) including 680,000 Bakhtiari (1989). Population total all countries 4,280,000 or more.  Alternate names: LUR, LOR, LORI.  Dialects: LURI, FEYLI, LEKI (LAKI, ALAKI), BAKHTIARI, KELHURI.  Classification: Indo-European, Indo-Iranian, Iranian, Western, Southwestern, Luri.  Closely related to Kumzari. Bilingualism in Farsi. Ethnic groups: Lor, Bakhtiari (Haftlang, Chaharlang), Mamasani (perhaps 75,000 in 1982), Bovir-Ahmadi and Kuhgiluyeh (200,000 in 1982). Posht-Kuh: nomadic, Pish-Kuh: agriculturalists, Bakhtiari Haft-Lang: nomadic pastoralists: sheep, Bakhtiari Cahr-Lang: settled. Shi'a Muslim.  Also spoken in Iraq where it is closely related to Kumzari of Oman. 

 
Here are some other links about this language.
http://www.bakhtiaritribe.net
http://www.bakhtiari.com
http://www.iran-telecom.com/numbering/bakhtiari.htm
 
چند لينك ديگر دربارة مردم بختياري:
http://www.bakhtiaritribe.net
http://www.bakhtiari.com
http://www.iran-telecom.com/numbering/bakhtiari.htm
Here are some Farsi links I like.
www.Farsinet.com
www.PersianSpring.org
 
چند لينك فارسي مورد علاقة من:
www.Farsinet.com
www.PersianSpring.org
Is there a website? YES
Is there a recording? YES
Have speakers verified this recording? NO
Are we in contact with people from this group? YES
 
آيا سايت اينترنتي دارد؟ بله
آيا كار ضبط شده‌اي دارد؟ بله
آيا مردم، بر كار ضبط شده نظر داده‌اند؟ نه
آيا با افرادي از اين زبان تماس داريم؟ بله
Click here to see pages for all the languages of Iran.

براي ديدن صفحة مربوط به همة زبان‌هاي ايراني اينجا را كليك كنيد.

 

clickوسيله نخ بازكني / پژوهشگر علي اصغر شريعت زاده
clickدستگاه زنار بافي / پژوهشگر علي اصغر شريعت زاده
clickيادگارهايي از كارگران كارگاههاي مازاري / پژوهشگر رضا تحققي ، بهروز وجداني
clickيادگارهايي از كارگران كارگاههاي مازاري / پژوهشگر رضا تحققي ، بهروز وجداني
clickيادگارهايي از كارگران كارگاههاي مازاري / پژوهشگر رضا تحققي ، بهروز وجداني
clickيادگارهاي كارگران كارگاههاي مازاري / پژوهشگر رضا تحققي ، بهروز وجداني
clickعكس قطعه اي از سند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند مربوط به كل زمينهاي تخت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از سند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقطعه اي از ستند مربوط به كل زمينهاي تحت مالكيت تيره اولاد طايفه بابادي / پژوهشگر اصغر كريمي
clickدستخط براي حل اختلاف در مورد سرقت / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند مالكيت زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند فروش زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند مالكيت زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند فروش زمين و ملك / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند فروش زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند فروش زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند فروش زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickقباله زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند انتقال زمين / پژوهشگر اصغر كريمي
clickسند مالكيت زمين مزروعي